شیرین زبونی های نفسم
عسلم ، امیدم ، زندگیم ، عشقم ، نفسم ، دنیام ، شادیم ،یواش یواش داره شیرین زبونی میکنه. باباجی = باباجون ماماجی = مامان جون آل = خوابیده آچ = باز کن (بسیار جالبه که آچ در ترکی یعنی باز کن و کیانا هم ناخوداگاه این کلمش با کلمه ترکی یکی شده) در در =دردر اَپ = توپ اَد = بد اَیی = علی اَمی =عمه آپ = اب اَبس =اسب و بیشتر کلماتش هم با زبان اشارست که تنها مترجمش من هستم .آخ که فدای شیرینکاری و شیرین زبونیاشم. بعضی وقتها هم به من میگه باباجی و به باباش میگه ماماجی ...
نویسنده :
مامان نازی
23:36
تصویر تو
. عروسک مامان! در قاب زندگیه من تصویر تو حک شده است این زیباترین تابلوی جهان است که تا به حال دیده ام . . . ...
نویسنده :
مامان نازی
0:35
تو ای تنهاترین شاهد
کیانای نازم! مرا دریاب تو ای تنهاترین شاهد تو ای تنها در این دنیا و هر دنیا بجز تو آشنایی من نمییابم بجز تو تكیهگاه و همزبانی من نمیخواهم مرا دریاب تو میدانی كه من آرام و دلپاكم و میدانی كه قلبم جز به عشق تو و نام تو و یاد تو نخواهد زد ...
نویسنده :
مامان نازی
0:31
اكنون مي توانم بگويم كه زندگي كرده ام
پيش از آنكه واپسين نفس را برآرم پيش از آنكه پرده فروافتد پيش از پژمردن آخرين گل برآنم كه باشم برآنم كه عشق بورزم برآنم كه زندگي كنم در اين جهان ظلماني در اين روزگار سرشار از فجايع در اين دنياي پر از كينه نزد كساني كه نيازمند منند كساني كه نيازمند ايشانم كساني كه ستايش انگيزند تا دريابم شگفتي كنم باز شناسم كه ام ؟ كه مي توانم باشم ؟ كه مي خواهم باشم ؟ تا روزها بي ثمر نماند ساعتها جان يابد و لحظه ها گرانبار شود بي آنكه ديده باشم شكوفايي گلها را بي آنكه شنيده باشم خروش رودها را بي آنكه به شگفت درآيم از زيبايي حيات اكنون مرگ مي تواند فراز آيد اكنون من مي توانم به راه اف...
نویسنده :
مامان نازی
1:09
سخته !
سخته بگی سخته و کسی نباشه بگه چرا؟چته؟چی سخته؟نترس من هستم سخته سختیاتو تنهایی به دوش بکشی . ...
نویسنده :
مامان نازی
0:45


